آتناآتنا، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 26 روز سن داره

❀ღ آتنا دختر طلایی ما ❀ღ

یک × دو× سه ... زنگ مدرسه

1392/6/31 13:31
نویسنده : مامانی
207 بازدید
اشتراک گذاری

 

آتنا جان، عزیز دل مامان و بابا فردا روز اول مهرِ، و مدرسه ها باز میشن.

وقتی نمایشگاههای لوازم التحریر رو این روزا میبینم که بچه ها با چه ذوق و شوقی خرید میکنن، فکرمیکنم که یه روزی هم نوبت مدرسه رفتن خانوم کوچولوی ما میرسه و اونوقته که دخترک منم آماده رفتن به مدرسه میشه.

مداد سیاه ، مداد قرمز، پاک کن و تراش، دفترهای خوشگل عروسکی، کیف مدرسه  

یه عروسک کلاس اولی بین اون همه دختر کوچولوی دیگه که همشون فرشته های آسمونی هستن میشینه و درس میخونه و بازی میکنه و صدای خنده ها و شیطونیاش حیاط مدرسه رو پر میکنه.

 

 

وای خدای من چقدر دلم میخواد تمام لحظه ها و دقیقه ها رو ضبط کنم

وقتی به اون روزا فکر میکنم هم ذوق میکنم هم یه کوچولو دلم میگیره ، نمیدونم چرا ؟ شاید بخاطر اینه که نگرانی یه مادر همیشه باهاش هست. حتی در شادترین لحظه زندگی فرزندش.

مثل مادری که تو عروسی دختر یا پسرش بغض میکنه ، درحالیکه اون روز بهترین روز زندگی بچشه ولی جواب اون مادر اینه که من یه مادرم...   فقط همین...

دوست دارم تو یواش یواش بزرگ شی

دوست دارم من و بابایی از هر لحظه زندگیت یه خاطره زیبا و خواستنی بسازیم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مامان زری
1 مهر 92 20:09
عزیزم،انشاالله مدرسه رفتنت و بعد هم دانشگاه رفتنت رو ببینم خاله جون


***مرسی خاله زری جون، ایشالا با ارنیکا همکلاسی میشیم***